لابد دیده‌اید فیلم‌هایی را، تاریخی یا علمی-تخیلی، زندگی‌نامه‌ای یا داستانی، که به حوادث یک «جنگ قلعه‌ای» پرداخته‌اند. تصدیق می‌کنید که در آن‌ها ماجرا معمولاً چنین روندی را طی می‌کند:

قلعه، توسط انبوهی از دشمنان‌اش، محاصره می‌شود.

پس از رجزخوانی‌های متقابل، در پی تسلیم‌نشدن قلعه‌نشینان و تصمیم‌شان برای مقاومت، امواج تهاجم آغاز می‌شود.

حصارکنندگان، از جهات و راه‌های مختلف، با ابزار گوناگون، نو به نو حمله می‌کنند و حصارکِشندگان، هر طور که بتوانند، منافذ را می‌بندند و نفوذ به حصار را دفع می‌کنند.

در هر موج تهاجم، بخشی از دژ و دژنشینان، آسیب‌های فراوان می‌بینند؛ اما تلفات دُژخیمان، بیشتر است.

سعی مدافعان قلعه، برای تغییر تمرکز مهاجمان (مثلاً از طریق شبیخون متهورانه یا حمله ایذایی به پشت خط یا نقطه‌ای دور از قلعه) موفقیت‌هایی می‌یابد؛ اما اندک!

زندگی ساکنان قلعه، اعم از حارسان و حامیان و عامیان، در تنگنای محاصره، سخت می‌شود و سخت‌تر و خیلی سخت‌تر. بسیاری‌شان، وا می‌دهند و صَلاح و سِلاح خویش، وا می‌نهند.

بالأخره بر اثر خدعه‌ای خلاقانه یا خیانتی ناجوانمردانه یا هجومی غافلگیرانه، برج و بارو و پرچین و دیواری از قلعه فرو می‌ریزد یا درب و دروازه‌ای شکسته می‌شود یا نقب و دالانی به آن گشوده می‌شود.

مهاجمان به داخل قلعه وارد می‌شوند و مدافعان را قلع و قمع می‌کنند.

مدافعان، علیرغم سرسختی، مجبور می‌شوند به اَرگ، عقب بنشینند و دیواره‌های درونی کوشک را حصن و حفاظ خود بگیرند.

دم به دم، خون‌ریزی‌ها بیشتر می‌شود و کشتارها، بی‌رحمانه‌تر و جراحت‌ها، دردناک‌تر و جدایی‌ها، غم‌انگیز‌تر.

سرانجام، لحظاتی فرامی‌رسند که امید مدافعان قلعه، ته می‌کشد اما همچنان، بی‌هیچ امیدی، به جنگیدن ادامه می‌دهند.

آن‌گاه، کارگردان فیلم، در اوج هیجان‌برانگیزی، پایان فیلم را رقم می‌زند!

سرانجامِ دژ، یکی از این سه سرنوشت است: سرنگونی یا سربلندی یا ترکیبی از این دو! و معمولاً این‌طور به تصویر درمی‌آید:

در پایان‌بندی‌های دسته اول، قلعه کاملاً تسخیر می‌شود و اهلش تقریباً همگی نابود یا در بند می‌شوند و آن‌چنان که از روند فیلم، انتظار می‌رود، مهاجمان، چیره می‌شوند.

در پایان‌بندی‌های دسته دوم، دفعتاً بر اثر اتفاقی فوق‌العاده، بارقه‌ای از نور امید در تاریکی‌های متراکم غم و رنج، رخ می‌نماید و معجزه‌وار، جنگ به پایان می‌رسد و قلعهٔ مخروب و داغان و قلعه‌نشینان مصدوم و داغ‌دار، نجات می‌یابند؛ علیرغم حدس و گمان اغلب بینندگان، غیر منتظره و شگفتی‌آور، مدافعان، پیروز می‌شوند.

همین دیگه؛ زیاده عرضی نیست!

🏰⚔