از لیزی اول تا لیزی دوم
[تکرار قدم هشتاد و دوم، نوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴٠۱]
در آخرین روز آن سال میلادی کبیسه (31 دسامبر 1600، ۱۰ دی ۹۷۹ هجری خورشیدی)، که بر یک مبنا پایان قرن کهنه بود و بر مبنای دیگر از روزهای آغازینسال قرن جدید، «کمپانی هند شرقی بریتانیا» با دستور سلطنتی الیزابت اول، تأسیس شد. دو سال بعد، «کمپانی هند شرقی هلند» و ۶۴ سال بعد، «کمپانی هند شرقی فرانسه» هم با دستور الیتهایی دیگر، آمدند. این مدل، نرمتر از روشهای پرتغالیها و اسپانیاییها بود؛ با چهره تجاری میآمدند و ساختارهای فرهنگی-اجتماعی را دستکاری میکردند.
این کمپانیها در هر کسبوکاری وارد شدند با سرمایه زیاد (حاصل از غارت دریایی)، رشوه، حیلهگری و زور، داد و ستد عمدهاش را برای مدتی که خواستند به دست گرفتند؛ پنبه و ابریشم، گندم و جو، میوه و خشکبار، عنبر و عود، عطر و روغن، فلفل و ادویه، نمک و شکر، چای و قهوه، توتون و تنباکو، الماس و جواهرات، عاج و مروارید، عتیقه و کتب خطی، تریاک و حشیش، اسلحه و مهمات، مشروبات الکلی، حتی فاحشه و برده (البته تجارت برده، بیشتر در تخصص کمپانیهای هند غربی در آفریقا و دریای غرائب بود).
این کمپانیها (در کنار شبکههای یهودیان)، صاحبان قدیمیترین سازمانهای اطلاعاتی و ارتشهای خصولتی سیاره در روزگار نوین محسوب میشوند. چند سده ریشه دواندند و شاخ و برگ اضافه کردند؛ حتی طبق شواهد پس از انحلال، در قالب بانک و هولدینگ ادامه یافتند.
با طراحی و مدیریتِ این کارفرمایان، و کارمندی نخبگان بومی ذینفع، و کارگری اقشار همبسته اینان بود که:
در 1722 با حمله محمود غلزایی (هوتکی، افغان) حکومت صفویان ایران فروپاشید،
در 1739 با حمله نادرشاه، فروپاشی حکومت وسیع گورکانیان هند شروع شد و
در 1798 با حمله ناپلئون، حکومت ممالیک ترک مصر فروپاشید.
زمینهچینی زوال امپراتوری ترکان عثمانی (که بعدها رخ داد) و
اشغال جزایر مسلمانانِ مالزی، اندونزی، تایلند، سنگاپور و... را نیز اضافه کنید.
و مردمان، به مصیبتهایی دچار شدند بسیار سختتر از ناکارآمدی و فساد حکومتهایشان.
اگر از ماجرای آندلس بگذریم، میتوان گفت از آن زمستان بود که در سرزمینهای اسلامی، به تدریج دو جریان اصلی غربگرایان و اسلامگرایان، با نحلههای گوناگون و به انحاء مختلف، صفبندی کردند و تا اکنون، که چند روزی از مرگ الیزابت دوم میگذرد، مشغول یارگیری و کشمکش سنگین هستند. (جریان عمده سومی، تحت ایدههای وطنگرایی، ملیتگرایی یا قومیتگرایی، با استقلال پایدار از این دو جبهه، شکل نگرفت).
ادراک درست این شکاف اجتماعی عمیق و طیف نگرشها و گرایشها نسبت به آن در جوامع اسلامی، در کنار توجه به تاریخ تضاد شدیدِ غرب و جهان اسلام، تصویر بزرگتر و چارچوب تحلیلی قویتری در اختیارمان قرار میدهد تا در مقاطعی از زمان که این کشمکش داغتر میشود، دلایل را بیابیم.
👳♂🤼♂🤵