قدم صد و دوم: قاعده اصلی زندگی
قبلاً، در انتخابات خرداد ۱۴٠٠، نوشتم:
و اما ما، فارغ از غوغای جهان، با عبور از این وادی محنت، با قطع امید از جمهوری اسلامی، به خدای مهربان امید میبندیم، کاری را که باید انجام میدهیم و رأیمان را میدهیم؛ که اگر به این افراد و اسباب، مستقلاً، ذرهای امید داشته باشیم ... [از کتابِ: اصول کافی، جلد ۲، صفحه ۶۶]، "إن أباعبدالله (امام صادق عليه السلام) حَدَّثَني أنّهُ قَرَأ في بَعضِ الكُتُب أنّ الله تبارک و تعالى يَقول: بِعِزَّتي و جَلالي و مَجدي و اِرتفاعي عَلىٰ عَرشي لَأَقْطَعَنَّ أَمَلَ كُلِّ مُؤَمِّلِِ غَيري بِالْیَأس ..."
◽
مروری داشته باشیم بر مصادیق این حدیث قدسی در زندگی خصوصی و اجتماعی خودمان؛ به چه کسانی و به چه چیزهایی، چه فردها و جمعها، چه فرآیندها و فرآوردهها، چه رویهها و روندها، و چه سازوکارها و ساختارهایی، امید داشتیم و آن امید، بریده و لهیده شد و مات و مبهوت ماندیم؟ بدانیم بقیه امیدهایمان نیز، اگر تا اکنون قطع نشده، یقیناً زودتر از انتظارمان، قطع میشود! تا بوده، چنین بوده و تا هست، همین است.
همچنین بایسته است اعتراف کنیم حیلتْ رها کردن و پروا نه شدن، مقام عاشقان است، اما در سطوح دیگر نیز، «چارهساز»، وقتی وارد میشود که در چارهاندیشی، به زانو دربیاییم.
👁☝️