تکرار: زیبایی، حکومت و زناشویی
«نظامهای سیاسی، درست مثل نظامهای معرفتی به جایی میرسند که استدلال افاقه نمیکند و این امکان وجود ندارد که با استدلال، اساس یک سیستم را توجیه کنیم. چنان که وقتی ارزشهای بنیادین مطرح میشود، خدایگان طرفین با هم فرق میکند.
از طرفی، وجه مثبت سیستم این است که مجموعه قوانینی را تأسیس میکند و پیش میبرد؛ زیرا فرض کرده اسلام، منبع مشروعیت است. سیستم با فرض اینها، تمام قراردادهای بعدی را پیش میبرد. اگر قرار بود هر کدام محل منازعه باشند، سیستمی پا نمیگرفت. چنانچه ما با لیبرالها و ناسیونالیستها، هر لحظه نزاع نظری داشته باشیم، بنیانهای سیستمی و خود سیستم نمیتوانست پا بگیرد.
حالا کدامین دلیل به اینها مشروعیت داده؟ چه چیزی به اسلام و درستی ارزشهای سیستم آن، که اکنون پا گرفته، حجیت بخشیده؟ چه چیزی؟ ...
هیچ سیستم اجتماعی نمیتواند بر مجموعه مقولاتی که وجه قدسی ندارد، پا بگیرد. هر سیستم، مجموعهای از اصول و قواعد دارد که غیر قابل مناقشه است. ...
یکی از مواردی که حجیت و اعتبار را برای سیستم اجتماعی ما ارمغان آورد، خون است. وقتی کسانی با ایثارگری نفس خود حاضرند برای ارزشها خون بدهند، این ارزشها، اعتبار و حجیت قدسی پیدا میکنند و تثبیت میشوند. ...
سیستم مشروعیتش به نشان دادن زیبایی است. هیچ نظام اجتماعی در مورد آن ارزشهای بنیانی سیستم نمیتواند استدلال کند؛ فقط باید زیباییاش را نشان دهد. مردم با مقهور شدن در برابر زیبایی، حجیت آن سیستم را میپذیرند.»
(از کتاب: هویت ما. حسین کچویان. چاپ اول، ۱۳۹۰. انتشارات کتاب فردا)
💎
برخی متفکران مطرح کردهاند که رابطه یک حکومت با مردمش، الگوگرفته از روابط زناشویی و بازنمایی مناسبات عشقی و جنسی در آن جامعه است.
(به همین دلیل گرایشهایی که به دنبال نفی جنس مقابل هستند، همچون مردسالاری افراطی، فمینیسم و همجنسگرایی، به تضعیف شدید و حتی فروپاشی حکومتها منجر میشوند.)
(و به همین دلیل یک حاکم، غیر از دانا و توانا بودن، و شاید حتی ضروریتر، باید زیبا باشد.)
دو پارادایم «تعهد بدون لذت» و «لذت بدون تعهد»، پارادایمهای غالب این رابطه (زن و مرد/ حکومت و مردم) در طول تاریخ بودهاند؛ که هر دو برای تعالی تمدن بشری نامطلوب اند.
👩❤️👨 🏰