قدم نود و نهم: از SS تا ZZ
در مطالعات مدیریت سازمان، یک مبحث عجیب و جالب وجود دارد با عنوان «آماتورهای تحریکشده» (با چند معادل انگلیسی). ذیل آن، بحث میشود که در مواقع بحران و چالش، برعکس انتظار، نه عناصر مجرّب و حرفهای، بلکه عناصر مبتدی، عملکرد بهتری ارائه میکنند؛ بهشرط این که آموزش لازم را دیده باشند و با انگیزههایی غیر از حقوق و مزایا، بهاندازه کافی برانگیخته شده باشند. این گونه کارآمدی، عمدتاً بهخاطر رهایی نسبی از کلیشههای شناختی و «از جان و دل مایه گذاشتن» است که دلایل روانشناختی و جامعهشناختی دارند. و البته بهکارگیری این عناصر در مناصب تأثیرگذار، میشود با ظرایفی بهشکل یک جریان پیوسته در سازمان باشد.
یک مثال کلاسیک در این مبحث، Schutz staffel است؛ SS، اسکادران حفاظت، نوجوانان و جوانان آلمانی که از نیروهای داوطلب انتظامات میتینگهای حزب نازی در چند شهر، ارتقا یافتند به حافظان اصلی ایدئولوژی ناسیونالیسمسوسیالیسم در پهنه چند کشور. از دستههای شبهنظامی در دهه 1920، به پیچیدهترین، مورد اعتمادترین، بیاغماضترین و وفادارترین رکن نظامی-امنیتی حکومت رایش در دهه 1940.
(معارضان انقلاب اسلامی، سپاه پاسداران را به آن تشبیه میکنند؛ با استناد به تجمیع هفت دسته مبارز مسلح انقلابی در تأسیسش و خوانش سازشناپذیر از اسلام سیاسی. سپاه هم نمونهای در این مبحث میباشد اما سپاه، نژادگرا و قومگرا مثلاً فارسگرا نیست، ایدئولوژی منعطفی دارد، بهجز وجه نظامی-امنیتی وجوه فرهنگی و اجتماعی دارد، و عامه مردمش را نمیترساند).
در واقع، صهیونیها بودند که با الگوبرداری از نازیها، شبیهترین سازماندهی به SS را ساختند؛ ZZ (Zionist zombies, zombim tzyoni'im) زامبیهای صایونی، با تجمیع چند دسته کوچک و سه دسته اصلی هاگانا و ایرگون و لِحی، ارکان نظامی-امنیتی رژیم صهاینه را ساختند؛ با همان الگوهای رفتاری جنایات نژادپرستانه، اشغالگری، کشتار جمعی، ارعاب سیستماتیک، جداسازی بومیان، ایجاد اردوگاهها و زندانهای روباز، و نابود کردن نسل و حرث.
برای ما، بسیار راهگشا و کلیدی است که بفهمیم اکنون کدام چرخدندههای طلایی آن ماشین هستند؟ بار اصلی پیش بردن اهداف آن رژیم، بر عهده کدام عناصر آن سازمان است؛ حرفهایگری و حرفهایهای کارکُشته یا انگیزهمندی و آماتورهای تحریکشده؟ جواب این سؤال، تعیینکننده سازماندهی متقابل ما باید باشد.
😎🤓