قدم نود و هفتم: فرهنگ آزادی
ادراک آزادی و احساس آزادی در جامعه ایرانی، پیچیدگیهایی دارد که در مطالعات تطبیقی و مقایسه جوامع، مثالزدنی است و شاید بتوان گفت بینظیر است.
از اولین مواجهات با این پیچیدگی آن است که در سؤالات یک پیمایش، ببینید در برابر گزارههایی مانند: «ایران، یکی از آزادترین کشورها است» و گزارههایی مانند: «ایران، یکی از وِلترین کشورها است»، توزیع پاسخها معکوس هم اما بسیار شبیه به هم است؛ انگار قدر مطلق درصدها را کپی-پِیست کرده باشند!
تکرار مشابه توزیع پاسخها در برابر گزارههایی با ادبیات مختلف در گرایشسنجیها و نگرشسنجیهای متعدد نشان میدهد این نتیجه، قابل تقلیل به بازیهای زبانی نیست و فراتر از تکنیکهای انتخاب واژه مناسب در گویهها است.
(قریب به یقین، مخاطبان گرامی این وجیزه، اکنون در حال مرور تمایز میان منشاء و محل ارجاع این دو دسته گزارهها در ذهن خود هستند؛ با توجیه تفکیک میانِ امر رسمی/غیر رسمی، حکومتی/مردمی، عمومی/خصوصی، دولتی/غیر دولتی، سیاسی/اقتصادی، متصل/مستقل و امثال این دوگانهها).
بار ارزشی مفهوم «کنترل»، و متعاقباً بار هنجاری آن، حتی در فرهنگ جریان اصلی جامعه ایرانی، هنوز مبهم و بلاتکلیف است و بیقرار برای رسیدن به نقطهای متعادل.
و این دریچهای است به تصور و تصویر کردن زنجیرهای از روندهای غامض و فرآیندهای متناقض در اوضاع امروزین و در تاریخ معاصر این سرزمین.
👅✂️