سرمایهبرباددِهها
[تکرار قدم هفتاد و چهارم؛ نوشتهشده در ۲۸ اردیبهشت ۱۴٠٠]
یک پدر، سرمایهای در اختیار پسرش قرار میدهد و میگوید برو با این کار کن؛ ببینم چه میکنیها. راهنمایی هم میکند که در فلان موارد سرمایهگذاری کن و مواظب فلان موارد هم باش. از دوستان ناباب دوری کن و تلاشت را بیشتر کن و حواسجمع باش و ... به این و آن هم سفارشش را میکند که هوایش را داشته باشند.
پسر میرود گند میزند و سرمایه را به باد فنا میدهد. ناظران، پدر را ملامت میکنند که چرا سرمایه را دادی دست این بچه که نابود شود. اما او، به وظیفه پدریاش عمل کرده، از او چنین انتظاری میرفته و اگر حمایت نمیکرده قابل سرزنش بوده، نه حالا.
حضرت امام، تعریف و تمجیدهای متعددی کرد از منتظری و کروبی و موسوی و...، حتی از بازرگان و بنیصدر! حضرت رهبری تعریف و تمجیدهای متعددی کرد از هاشمی و خاتمی و احمدینژاد و روحانی و ظریف و تیم مذاکرهکننده و... . اگر این تمجیدها را در قالب توصیف و بیان معنوی ببینیم، وقتی آن شخص گند میزند و افتضاح بالا میآورد، گیج و مسألهدار میشویم؛ همانطور که خیلیها درباره عزل منتظری، درباره موسوی در ۸۸، درباره احمدینژاد، و درباره حمایتشدن روحانی و ظریف، مسألهدار شدند.
اما اگر این تمجیدها را در قالب حمایت و در اختیار گذاشتن «سرمایه سیاسی» ببینیم، پدر را ملامت نمیکنیم و یا مشغول انکار گندکاری آن فرزندان نمیشویم.
(صد البته متوجه استشکالاتتان هستم! اصل ماجرا را التفات بفرمایید.)
👨👦👦☂