قدم نود و یکم: بصیرت به زبان ساده
[قدم سی و هفتم با اصلاح و اضافات]
بصیرت به زبان ساده
با تحلیل محتوای موارد کاربرد کلمه «بصیرت»، حداقل دو معنا استخراج میشود:
🔸 اول، «فرقان»؛ یعنی تیزبینی و باطنبینی و قوه تشخیصی که دستاورد «تقوا» است. بصیرت در این معنا، نصیب هر کسی نمیشود و کسب آن نیازمند صلاحیتهایی است.
🔹 اما آنچه برای عموم ما موضوعیت دارد معنای دوم بصیرت است؛ «بینش سیاسی». این بینش سیاسی به زبان ساده یعنی هر خبری که به شما میرسد به ۵ لید (قید) خبری در آن توجه کنید و آنها را گسترش دهید:
۱- کِی؟
۲- کجا؟
۳- چه کسی/ چه چیزی؟
۴- چگونه؟
۵- چرا؟
اگر درباره کنشها، این پنج سؤال به دقت طرح و پیگیری شوند، درستی یا نادرستی کنش (/صدق و کذب خبر) و میزان آن، برای شما آشکار میشود و شما صاحب «بصیرت» هستید!
نباید این پنج سؤال را دست کم گرفت. برای پاسخ دقیق و معقول به هر کدام از اینها، سؤالات دیگری رخ مینماید.
مثلاً درباره سخنرانی یک چهره سیاسی:
۱- کِی؟ در چه شرایط زمانی؟
۲- کجا؟ در حضور چه کسانی؟ برای چه مخاطبانی؟
۳- چه کسی؟ با چه سوابقی؟ دارای چه زندگینامهای؟ با چه مواضعی؟ با چه اطرافیانی؟
۴- چگونه؟ با چه لحنی؟ از یک مجموعه، چه چیزهایی را گفته و چه چیزهایی را نگفته است؟ چه چیزهایی را تداعی کرده است؟
۵- چرا؟ چه نتیجهای گرفته است یا میخواسته بگیرد؟ آیا عمداً به این نتیجه رسیده یا سهواً؟ روندهای منتج به این موضعگیری چه بوده اند؟ جریانهای مشوّقش؟
مهمتر این که برای کنش یک واحد تحلیلی، از گروه (مانند خانواده) و سازمان (مثلاً دولتی) تا نهاد جامعهای و سیستم (مانند یک حکومت) مجموعه این پنج سؤال در ترکیب با مفاهیم، میتواند «مدل» خلق کند و راهگشا باشد.
بهعنوان نمونه، چهارچوب مفهوم «مداخله» با مطرح شدن پنج قید مذکور، به این شکل درخواهد آمد: دولت کِی، کجا (در چه نقطهای)، در چه چیزی یا بر چه کسی، چگونه و چرا مداخله و اِعمال قدرت کند؟
و قِص علیٰ هذا. و قِس علیٰ هذا.
🖐 👁