بعد از خواندن مطلب «امیر در قرآن»، برایم گفت خواب دیده در مسجدالحرام، بر سنگفرش سپید صحن، در صفوف نماز ظهر بوده. آفتاب، ملایم و هوا، مطبوع. مثل همیشه، چند پرنده کوچک تیره‌رنگ که از نوادگان ابابیل عام‌الفیل اند، در حال پرواز دور کعبه معظّمه بودند. جز صدای آن‌ها و صدای امام جماعت، صدای دیگری نمی‌آمده. نمازگزاران کاملاً ساکت و متمرکز، به آن قرائت زیبا گوش می‌دادند. امام جماعت بعد حمد، سوره حجر را شروع کرده تا رسیده به آیه ۴۱ و به جای «قالَ هٰذا صِرٰطٌ عَلَيَّ مُستَقيم»، قرائت کرده: «قالَ هٰذا صِرٰطُ عَلِيٍّ مُستَقيم». یادش آمده که شنیده در برخی مصحف‌های غیر عثمانی، این گونه نقل شده. با خودش گفته عجب امام با دل‌وجرأتی، عجب مأمومین باعشقی، و عجب نماز باحالی ...
برایش آن بیت عجیب عطار نیشابوری را خواندم که: «محمّد در حقیقت رهنما بود ولی مقصود این ره، مرتضیٰ بود».
🧎‍♂🕋