قدم چهلم؛ مشق نویسی
یک واحد (اعم از شخص، گروه، سازمان، نهاد، کشور)، بهعنوان مثال یک گروه علمی دانشگاهی، برای تولید علم، به چه چیزهائی نیاز دارد؟
بدون توجه به ادبیات این موضوع، به نظر اینجانب، حداقل 3 چیز لازم است:
1- در بالاترین سطح، سطح گفتمانی یا معرفتی: یک طرح جامع و چهارچوب نظری کلان.
2- در سطح میانی، سطح منسجمکننده: اتکا به یک مشی اخلاقی، که فراگیر باشد و قابلیت جذب دیگران را داشته باشد.
3- در سطح روشی یا تکنیکی: هنجارهای علمی معقول، متنوع، منطعف و غیر متصلب.
در صورت اختلال در هر یک از این سه سطح، بسته به نوع ترکیب باقیمانده، حالات مختلفی قابل تصور است. مثلاً اگر فقط سطح اول مختل باشد، یک آثاری دارد، اگر سطح دوم مختل باشد ولی سطح اول و سوم نسبتاً خوب کار کنند، آثار دیگری دارد. وای به روزی که هر سه سطح، اختلال داشته باشند!
فرهنگ سازمانی تولید علم در کشور عزیز ما، فرهنگ «مشقنویسی» است. حالا خودتان پایههای فرهنگی مشقنویسی را با این سه سطح، تطبیق دهید!
بدون توجه به ادبیات این موضوع، به نظر اینجانب، حداقل 3 چیز لازم است:
1- در بالاترین سطح، سطح گفتمانی یا معرفتی: یک طرح جامع و چهارچوب نظری کلان.
2- در سطح میانی، سطح منسجمکننده: اتکا به یک مشی اخلاقی، که فراگیر باشد و قابلیت جذب دیگران را داشته باشد.
3- در سطح روشی یا تکنیکی: هنجارهای علمی معقول، متنوع، منطعف و غیر متصلب.
در صورت اختلال در هر یک از این سه سطح، بسته به نوع ترکیب باقیمانده، حالات مختلفی قابل تصور است. مثلاً اگر فقط سطح اول مختل باشد، یک آثاری دارد، اگر سطح دوم مختل باشد ولی سطح اول و سوم نسبتاً خوب کار کنند، آثار دیگری دارد. وای به روزی که هر سه سطح، اختلال داشته باشند!
فرهنگ سازمانی تولید علم در کشور عزیز ما، فرهنگ «مشقنویسی» است. حالا خودتان پایههای فرهنگی مشقنویسی را با این سه سطح، تطبیق دهید!
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۰ ساعت توسط میم. در بزرگداشت مطالعات!
|